سیب ها را چید م

 

همه از جنس بلور

 

یک به یک شستمشان

 

ته دریاچه ی نور

 

 

گوشه ی دامن این حوصله را تا کردم

 

سر تعظیم برای سرتان خم کردم

 

پر از احساس غرور

 

                              سیب پیشکش کردم  

 

 چشم بد از قد و بالاتان دور...

/ 44 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

... شاد باشی رفیق روزهای دور و دراز...آرزو این است...

لیلا

سلام و هزارن درود .. به به آدم با این شعر جون می گیره ... چشم بد از قد و بالاتان دور ...

سعید

كوچه تنهايي كه به بن بست رسيد ....... منتظر پرستو .

م.عروج

سلام دوست من آپم. و یه نظر سنجی دارم خوشحالم می کنی بیای و بهم سر بزنی و کمکم کنی[گل][گل][گل]

م.عروج

سلام دوست من آپم. و یه نظر سنجی دارم خوشحالم می کنی بیای و بهم سر بزنی و کمکم کنی[گل][گل][گل]

کمی شبیه فردا

سلام کمی شبیه فردا با شعر سپید ×تو را.................خون بالا می آورم ...×به روز است[گل]

farhad

سلام . مرسی از اینکه اومدی . دوست دارم بیشتر اشنا بشیم .

تورج بخشایشی

دستت را به من بده می خواهم دور انگشتت حلقه شوم ... با دوشعر و کمی حرف بروزم تورج بخشایشی