میگریزم ز فاصله هایی که

 نزدیک و نزدیکتر میشوند 

و  ...دورو دورتر م میکنند.

/ 10 نظر / 10 بازدید
بانوی شعر

من تو را در آغوش و اين عظيم ترين فاصله ای بود که به تن کردم ...

بامداد ۱۷

و تو از فاصله ها می ترسی بی آن که يک نفس به ياد خاطره ها باشی ....

حامد

فراموشی... نه برای دوستان و برای محبت هاشان هرگز... و اين شعرهايت را دوست دارم... بی تکلف اند و دوست داشتنی...

حامد

ممنون... ياد می گيرم...

نیاز

هر فاصله ای می تواند به خوشبختی تبديل شود و هر خوشبختی و سعادتی می تواند به فاصله تبديل شود .!

مرتضی جلالی

مشکلی در ارسال مطلب جديد وجود ندارد بعد از ارسال مطلب به وبلاگ خود مراجعه کنيد و يکبار CTRL+F5 بزنید

محمد

سلام دوست عزيز...........حضورت را بی صبرانه مشتاقم.........در ضمن با افتخار لينک شدی.....اگه شما هم قابل می دونيد لطف کنيد.........

بردیا

شما در کمترین زمان بهترین سیبل را نشانه می روید خوب شلیک می کنید و خوب نتیجه می گیرید موفق باشید[دست]